پزشکان به دنبال شکایت از داریوش مهرجویی

پزشکان به دنبال شکایت از داریوش مهرجویی

پزشکان به دنبال شکایت از داریوش مهرجویی 

پزشکان در صدد هستند تا با جمع آوری امضا اقدام به شکایت از داریوش مهرجویی کنند که بر علیه آن ها سخن گفته و گویا به پزشکان محترم برخورده است. پس از درگذشت مرحوم عباس کیارستمی و حواشی پیرامون آن بود که داریوش مهرجویی در مراسم بزرگداشت این کارگردان، سخنانی را علیه پزشکان بیمارستانی که کیارستمی در آن بستری بود، به زبان آورد.

 

مسئله‌ای که از همان ابتدا واکنش جامعه پزشکی را به همراه داشت.هرچند مهرجویی بارها تأکید کرد روی سخنانش با همه پزشکان نبوده و خطاب او پزشکان بی‌مسئولیت هستند؛ اما این دلگیری‌ها ادامه پیدا کرد. تا جایی که یکی از پزشکان بیمارستان جم که کیارستمی در آن بستری بود، پلاکاردهایی اعتراضی خطاب به مهرجویی در دست گرفت و جلوی بیمارستان ایستاد.

 

البته ماجرا به همین‌جا ختم نشد و موضوع با اظهارات تند حامد بهداد، ادامه پیدا کرد.بهداد در نامه‌ای خطاب به پزشکان نوشت: «اینکه شما ما را دشمن خود فرض کرده‌اید، ناشی از نگاهی پر از ترس و تبعیض است و اینکه آن را سازمان‌یافته خوانده‌اید، احساس خطری است که قدرت‌طلبی و اقتدارگرایی، در پشتِ نقابِ هر پزشک می‌کند و همه این تلقی‌ها از سرِ بی‌رحمی و عافیت‌طلبی و خودپسندی است

 

و همه سراسر قصور. اینکه اسرار پزشکی را در اختیار خانواده کیارستمی یا هر خانواده دیگری قرار نمی‌دهید یا اینکه مهرجویی را در حدی نمی‌دانید که چه و چه… از نگاهِ خودپسندانه و طبقاتی شماست.»حال در آخرین واکنش، جامعه پزشکی اقدام به برپایی کمپینی برای مقابله با این‌گونه رفتارها کرده است.

 

پزشکان با جمع‌آوری امضا و نوشتن نامه‌ای به علیرضا زالی، رئیس سازمان نظام پزشکی، خواستار پیگیری و برخورد قضائی با داریوش مهرجویی شده‌اند.در بخشی از این نامه آمده است: «این‌جانبان، جمعی از پزشکان و دندانپزشکان ایران عزیز اسلامی، از جناب‌عالی تقاضا داریم به‌عنوان متولی سازمانی که نماینده جامعه فرهیخته پزشکی است؛

 

علاوه بر فعال‌نمودن واحد حقوقی سازمان نظام پزشکی جهت برخورد اصولی و هدفمند با کلیه توهین‌کنندگان حقیقی، حقوقی و رسانه‌های مجازی و غیرمجازی؛ درخصوص اظهارات جناب آقای داریوش مهرجویی در مراسم ختم مرحوم عباس کیارستمی خطاب به جامعه پزشکی، به جرم توهین، تشویش اذهان عمومی، افترا و نشر اکاذیب، اقدام قضائی مناسب را در دستور کار قرار دهید.

 

جامعه پزشکی کشور به‌رغم هجمه‌های انبوه عرصه‌های رسانه‌ای ضمن درک تأثرات عمومی ناشی از ازدست‌دادن کارگردان فقید و به احترام آن مرحوم و برای جلوگیری از اخلال در امر کارشناسی پرونده ایشان و دادن فرصتی مناسب به جناب مهرجویی جهت عذرخواهی از جامعه خدوم پزشکی پس از فروکش‌نمودن تألمات روحی احتمالی آن واقعه، تاکنون سکوت اختیار نموده بود؛

 

منتها رسیدگی به عناوین مجرمانه در سیستم عادل قضائی جمهوری اسلامی ایران که همگان را در برابر قانون یکسان محسوب می‌شمارد، به یک هنرمند هرچند باتجربه و مشهور، این اجازه را نمی‌دهد که به بهانه درگذشت عزیزی دیگر، به جامعه پزشکی کشور با چنان الفاظی تند و بی‌سابقه حمله نماید».

 

در بخش دیگری از این نامه آمده است: «لذا کمترین انتظار جامعه پزشکی از جناب‌عالی آن است که همان‌گونه‌که سازمان نظام پزشکی به‌صورتی ویژه و سریع روند رسیدگی کارشناسی به پرونده مرحوم کیارستمی را آغاز نموده است، برای اقدام قضائی مناسب و عادلانه نسبت به اظهارات هتاکانه و به دور از اخلاق جناب داریوش مهرجویی، اقدامی عاجل و درخور را آغاز نماید.

 

بدیهی است در صورت عدم اقدامی مناسب در این خصوص توسط تنها نهاد صنفی جامعه پزشکی، این حق جهت یکایک امضاکنندگان این نامه به‌عنوان یک شهروند محفوظ خواهد بود… تا در نزدیک‌ترین دادسرای محل اقامت خویش، حضور به هم رسانده تا با طرح شکایت نسبت به جناب مهرجویی از حیثیت حرفه‌ای و حقوق حقه و قانونی خود دفاع نمایند».

 

گفتنی است درحالی‌که نزدیک به دو ماه از درگذشت کیارستمی می‌گذرد و پرونده بررسی علت مرگ وی در مراجع مربوطه در حال رسیدگی است؛ برخی واکنش‌ها و اظهارنظرهای گاه‌وبی‌گاه باعث تشدید اختلاف بین جامعه هنری و پزشکی کشور شده است.

 

فرهنگ سروری، وکیل داریوش مهرجویی، در گفت‌وگو با آی.‌سینما از وجود این نامه اظهار بی‌اطلاعی کرده و گفته است: «بعد از توهین یکی از پزشکان بیمارستان جم، قطع به یقین ما نخواستیم علیه او شکایت کنیم، چون به نظر می‌رسید تنها می‌خواهد جلب توجه کند و به ‌دنبال بزرگ‌کردن خودش است،

 

اما هشدار دادیم که پس از این سروکار توهین‌کنندگان با قوه قضائیه خواهد بود. علاوه بر اینها کسانی که در آن جمع حاضر بودند می‌دانند که آقای مهرجویی شخص خاصی را خطاب قرار نداده و اسمی هم نیاورده و شکایت کیفری باید قائم به شخص باشد. مگر اینکه اتحادیه یا همان سازمان نظام‌پزشکی درصورتی‌که آقای مهرجویی خدای ناکرده صحبت خاصی کرده باشند به این موضوع واکنش نشان دهند،

 

اما حرف‌های ایشان کلی‌گویی بوده و کلی‌گویی جرم نیست». این وکیل دادگستری افزود: «اتفاقا ما هم می‌خواستیم در صورت بروز چنین اتفاقاتی شکایت قبلی آقای مهرجویی را به نوعی دنبال کنیم، با این اتفاق صددرصد ما نیز شکایتی را که در آن زمان نکردیم و در آن زمان به طور واضح به موکل من توهین شده بود، پیگیری خواهیم کرد».

 

 

چرا ایرانی ها لباس تیره می پوشند؟

چرا ایرانی ها لباس تیره می پوشند؟

چرا ایرانی ها لباس تیره می پوشند؟ 

اگر دید خود را کمی بازتر کنیم و از نگاه دیگری به جامعه دقت کنیم متوجه خواهیم شد که جامعه ایران لباس تیره و سیاه را می پسندد و به خصوص خانم ها رنگ های تیره بر تن دارند. قرایی مقدم، جامعه شناس: رنگ مشکی رنگ یأس و ناامیدی است و رنگ سفید نشانه پاکی و معصومیت و ایرانی ها باید بیشتر از آن استفاده کنند.

 

مادربزرگش گفته بود كه «اگر از دنيا رفتم، كسي لباس مشكي نپوشد» اما وقتي از دنيا رفت همه لباس مشكي پوشيدند چون پاي آبرو و احترام خانوادگي درميان بود، اما ماجرا فقط ختم مادربزرگ «عليرضا» نيست، مسأله تيره‌پوشي خيلي از آدم‌هاي شهر است كه بالاخره براي خريدن لباس تيره يك بهانه‌اي براي خود دارند: «با همه رنگ‌ها جور مي‌شود» يا «كمتر به چشم مي‌آيم»

 

يا «قانون اداره ما اين پوشش را تعيين كرده است.» اينها را مردم مي‌گويند و ردپایش در سال‌های گذشته کمتر میان حرف‌های مسئولان اجتماعی ایران دیده شده است. شاید جدیدترین و مهم‌ترین اظهارنظری که در سال‌های گذشته دراین‌باره و از زبان مسئولان منتشرشده را باید مربوط به «حميد قبادي»،

 

دبيركارگروه مد و لباس بدانیم که یک‌ماه پیش گفت كه ٥٥‌درصد گرايش مردم و طراحان لباس به رنگ‌هاي تيره است و ٤٥‌درصد ترجيح‌شان لباس‌هاي روشن است.رنگ‌هاي تيره آدم را غمگين‌تر نشان مي‌دهد، اما بعضي‌ها معتقدند كه رنگ‌هاي تيره مجلسي‌ترند و آدم را لاغرتر نشان مي‌‌دهند، اما واقعيت اين است كه ريشه تثبيت مدل‌هاي پوششي را بايد در تاريخ،

 

روحيه و اقليم يك سرزمين پيدا كرد و درباره رنگ هم شايد بايد به همان رجوع كرد. اين مسأله وقتي به‌عنوان يك سوال با يك جامعه‌شناس مطرح مي‌شود، نخستین پاسخ اين است «اين مسأله ريشه‌هاي فرهنگي دارد اصولا جامعه ما با غم بزرگ شده و همواره درطول تاريخ هم غمناك بوده‌ايم.»خیلی‌ها ریشه تمایل ایرانی‌ها را به تیره‌پوشی، جنگ‌های پی درپی در ایران می‌دانند؛

 

جنگ‌هاي ايران و يونان در يك دوره ١٠٠ساله و ٥٠٠‌سال قبل از ميلاد مسيح، حمله مغول به ايران در يك دوره ٤٠ساله، همچنان آثار خود را در روحيه مردم بر جاي گذاشته است. امان‌ا‌لله قرايي‌مقدم، جامعه‌شناس یکی از کسانی است که این اعتقاد را دارد. او در اين‌باره به «شهروند» مي‌گويد: «مردم ايران هربار كه به خودشان مي‌آمدند، با جنگ و حمله‌هاي كشورهاي ديگر مواجه مي‌شدند؛

 

جنگ با يونان و بعد حمله مغول. تاريخ كشور ما پر از تاخت‌وتاز بوده است. بنابراين مردم در دوره‌هاي مختلف اين غمناك بودن را تجربه كرده‌اند اما از ديگرسو تمايل به پوشش تيره از فرهنگ‌هاي ديگر نيز به ما رسيده و نهادينه شده است.»او درباره خاصيت‌هاي فرهنگي كه تيره‌پوشي را درميان مردم به‌عنوان يك فرهنگ پذيرفته شده در آورده است،

 

توضيح مي‌دهد: «شرايط ازسوي فرهنگ غالب در ايران طوري رقم خورد كه رنگ تيره به‌عنوان نشانه‌اي از متانت، وقار، نجابت، پاكدامني، شخصيت و پايگاه اجتماعي مردم تبديل شد. چه در دوره قاجار، صفويه و بعد از آن زنان و بزرگان خانواده‌هاي متشخص از رنگ‌هاي تيره و چادر مشكي استفاده مي‌كردند. بنابراين استفاده از اين رنگ‌ها در پوشش به‌عنوان يك رسم درآمد و باعث افتخار افراد و شخصيت‌ها شد.

 

حالا هم هركدام از افرادي كه درجامعه، خانواده و ادارات دولتي يا حتي خصوصي لباس تيره به تن داشته باشد، به نظر مي‌رسد كه از وقار، متانت و پاكدامني بيشتري برخوردار است، درصورتي كه ما مي‌دانيم كه رنگ سفيد و روشن يكي از نشانه‌هاي مهم پاكي است. اين ريشه‌هاي عميق‌ هزارساله و شايد بيشتر است كه اكنون شاخص نجابت شده و با وجود گذر زمان همچنان درميان مردم وجود دارد.»

 

آنطور كه از صحبت‌هاي اين كارشناس بر‌مي‌آيد، رنگ‌هاي تيره ابتدا از غم و ناراحتي‌ها به وجود آمد و تلفيق آن با بعضی فرهنگ‌هاي ديگر حالا به شكل يك ارزش درآمده است: «حتي در طبقات اشراف كنوني هم اين وضعيت ادامه دارد و در سطح جامعه به صورت يك ارزش اجتماعي درآمده است و آنچنان كه مي‌بينيد، بسياري از زنان بزرگ هم با اين رنگ پوششي در انظار حاضر مي‌شوند.»

 

او درباره وضعيتي كه در گذشته بر ايران حاكم بوده است، توضيح مي‌دهد: «در دوران ساسانيان وضعيت پوشش درميان ايرانيان به شكل كنوني نبوده و اين رنگ و فرم‌ها بيشتر بعد از دوره قاجار اواخر دوران صفويه و افشاريه ايجاد مي‌شود. مستنداتي كه از ايران باستان و دوران هخامنشي وجود دارد، هم اين موضوع را تأييد مي‌كند؛

 

به‌عنوان مثال در قالی پازیریک كه قدیمی‌ترین فرش دنیاست و اكنون درموزه آرمیتاژ سن پترزبورگ در روسیه نمايش داده مي‌شود، زنان رداهاي سفيد و رنگي بر تن داشته‌اند.»

 

تأييد رنگ‌هاي تيره به آن دامن مي‌زند
با وجود اينكه در سال‌هاي اخير وضعيت مردم در استفاده از رنگ در پوشش خود نسبت به گذشته متفاوت‌تر شده، اما باز هم ترجيح آنان به سمت رنگ‌هاي قهوه‌اي، سرمه‌اي و مشكي است. امان‌الله قرايي‌مقدم، جامعه‌شناس در اين‌باره مي‌گويد: «استمرار اين وضعيت به ‌دليل تأييد آن ازسوي رسانه ملي و خانواده‌هاي ايراني است.

 

هم‌اكنون علاوه بر رسانه ملي در خانواده‌ها، مدارس و حتي ادارات دولتي بيشتر رنگ‌های تيره مورد استقبال قرار مي‌گيرد و همچنان هم به‌عنوان ارزش از آن ياد مي‌شود. در اين وضعيت كساني هم كه تمايل به استفاده از لباس‌هاي روشن‌تر دارند، به‌خصوص زنان و دختران، ازسوي جامعه طور ديگري به آنها نگاه مي‌شود.

 

بنابراين اين افراد هم براي اينكه خود را از زير بار اين انگ بيرون بكشند، مجبور مي‌شوند با رنگ‌هاي تيره‌تر درجامعه تردد كنند. واقعيت اين است كه دولت‌ها از طريق قانوني كه در برنامه و سريال‌هايي كه از آن استفاده مي‌كنند، اين رنگ را در بيشترين معرض استفاده قرار مي‌دهند.»اين جامعه‌شناس با اشاره به مقوله رنگ و استفاده از آن درميان اقوام ايراني مي‌گويد: «اقوام ايراني ازجمله درميان كُردها،

 

گيلاني‌ها، سيستان‌وبلوچستان، مازندران، لرستان، قشقايي‌ها و جنوب كشور نگاه بسيار متفاوتي نسبت به رنگ‌ها داشته‌اند، مثلا در شمال كشور لباس‌ها تحت تأثير طبيعتش آن رنگ‌هاي زيادي در آن به كار رفته است. در سيستان‌وبلوچستان رنگ غالب لباس‌ها سفيد است يا درجنوب كشور زنان محلي را مي‌توانيم با لباس‌هاي رنگي
مشاهده كنيم.»

 

او لباس را نشان شخصيت و طبقه اجتماعي افراد دانسته و ادامه مي‌دهد: «لباس به دلیل امتيازات طبقاتي به وجود آمده و رنگ هم نشانه و شاخص براي آن بوده است. از گذشته هم كه رنگ لباس‌ها مشخص‌كننده سن، جنس و طبقه اجتماعي افراد بوده‌اند و در ايران هم اين رنگ‌ها از دوره‌اي به بعد به سمت تيرگي رفته اما اين كه حالا بيشتر جلب‌توجه مي‌كند، به دليل ورود زنان به عرصه‌هاي اجتماعي است.»

 

با وجود اين سخنان، حتي قرايي‌مقدم هم قبول دارد كه تمايل نسل جوان امروزي بيشتر به استفاده از رنگ‌هاي روشن‌تر است: «رنگ مشكي رنگ يأس و نااميدي است درحالي كه رنگ سفيد نشانه پاكي و معصوميت است و بايد بيشتر مورد استفاده قرار گيرد.»

 

ارتباط سرخوردگي با استفاده از رنگ‌هاي تيره
موضوعي كه حالا ديگر جزو بديهیات هرجامعه‌اي است، ارتباط شادي و سرزندگي با استفاده از رنگ‌هاي روشن است.«حسين باهر»، رفتارشناس اجتماعي هم در اين‌باره مي‌گويد: «استفاده از رنگ‌ها درپوشش به لحاظ جامعه‌شناسي مبنا و مفهومي زیباشناختی دارد اما اينكه مردمي تمايل به استفاده از رنگ‌هاي تيره داشته باشند،

 

صرف‌نظر مواردي كه به سليقه فردي مرتبط است، نشان از تيرگي و اندوه دروني دارد؛ مانند لباس‌هاي تيره‌رنگ كه بيشتر براي عزاداري استفاده مي‌شود.»او مسايل اجتماعي، احساس ناامني، سرخوردگي يا به‌طور كل عوامل رواني را در استفاده مردم از رنگ‌هاي تيره

 

به‌طور اكثريت تأثيرگذار می‌داند: «البته استثنائاتی هم در اين زمينه وجود دارد مثلا استفاده از چادر مشكي براي خانم‌ها در مراسم رسمی يا چادر سفید آنها در مراسم نماز جماعت.»به اعتقاد اين رفتارشناس، مقوله «مكان» براي تعيين رنگ لباس در ایران بسيار تعیین‌کننده‌تر از «زمان» بوده است،

 

به‌طوري كه مثلا ولایات مختلف ايران رنگ‌های متفاوتی را براي پوشش به‌طور سنتی داشته و همچنان هم دارند. باهر از سلسله صفويان به‌عنوان تأثيرگذارترين دوره در اين زمينه ياد می‌کند.او استفاده از رنگ‌هاي تيره درجامعه را از جنبه بصري آن مورد اشاره قرار داده و به اين نكته اكتفا مي‌كند كه ترويج رنگ‌هاي سياه مي‌تواند حاكميت افسردگي را درميان مردم رقم بزند،

 

درحالي كه به روشني مي‌دانيم كه شعف و شادي در هرجامعه‌اي شرف مردم آن را تضمين خواهد كرد و برنامه‌ريزان اجتماعي بايد به آن توجه بيشتري داشته باشند.اما گذشتن از ميان مردمي كه امروز انواع رنگ‌ها را براي پوشش خود انتخاب مي‌كند، پاسخ‌هاي متفاوتي به دست مي‌دهد؛

 

این‌که لباس مي‌تواند نشان‌دهنده شخصيت باشد و گاه يك ابزار ارتباطي. «مريم» كه كارمند يك شركت خصوصي است و لباس تيره مشكي به تن دارد، در اين‌باره مي‌گويد: «مجبورم براي محل كارم از لباس‌هاي تيره‌رنگ استفاده كنم، در غير اين صورت با تذكر مواجه مي‌شوم؛ نمي‌خواهم در اداره با من برخورد بدي شود.

 

ضمن اينكه لباس تيره به‌خصوص مشكي با همه رنگي جور مي‌شود، براي همين بيشتر مواقع سعي مي‌كنم رنگ زمينه‌اي لباسم را مشكي انتخاب ‌كنم» «افسانه» هم ٣٥‌سال سن دارد در اين‌باره مي‌گويد: «هربار به ادارات دولتي مي‌روم، حتما از لباس‌هاي تيره استفاده مي‌كنم چون در غير اين صورت يا نمي‌توانم وارد اداره شوم

 

يا برخي نگاه‌هاي خاص را تحمل كنم.» «صادق»، پسر ٤١ساله‌اي است كه معتقد است؛ رنگ‌هاي تيره او را لاغرتر و خوش‌اندام‌تر نشان مي‌دهد و براي همين سعي مي‌كند بيشتر از آن استفاده كند.عليرضا هم پسر ٣٠ساله‌اي است كه لباس تيره به تن دارد. او البته درحال رفتن به مراسم درگذشت يكي از بزرگان فاميل است و درمقابل سوالاتي از اين دست پاسخ مي‌دهد:

 

– مادربزرگ قبل از اين كه از دنيا برود، گفته بود بعد از مرگم لباس روشن بپوشيد اما وقتي از دنيا رفت، اينطور نشد و گفتند بي‌احترامي به مرحوم است، براي همين من هم لباس مشكي به تن دارم. البته من كمتر از لباس‌هاي رنگ تيره استفاده مي‌كنم، شايد اين موضوع بيشتر در ميان زنان رواج داشته باشد،

 

مثلا چادر مادر من هميشه مشكي است و حتي روسري هم كه به سر مي‌گذارد، رنگ تيره است. وقتي به او مي‌گويم چرا هميشه تيره؟ مي‌گويد: خب مادر ما عادت كرده‌ايم اينطور لباس بپوشيم.»