حرف های تکان دهنده دختر ایزدی برده جنسی داعش

حرف های تکان دهنده دختر ایزدی برده جنسی داعش

حرف های تکان دهنده دختر ایزدی برده جنسی داعش 

دختر ایزدی که خاطرات بسیار تلخی از داعش در ذهن دارد و حرف های خود را به سختی به زبان می آورد. پای حرف های او می نشینیم. لامیا تنها یکی از چند هزار دختر و زن ایزدی است که به اسارت گروهک تروریستی داعش درآمده‌اند. دختران و زنان بی‌گناهی که مانند حیوان در بازار خریدوفروش می‌شوند تا به‌عنوان برده مورد سوءاستفاده قرار گیرند.

حرف های تکان دهنده دختر ایزدی برده جنسی داعش

او با وجود اینکه ۱۸ سال بیشتر ندارد، کوهی از درد و رنج بر دوشش سنگینی می‌کند. زخم‌هایی عمیق‌ روح او را می‌آزارد؛ زخم‌هایی عمیق‌تر از آنچه که در صورتش دیده می‌شود.او دو سال در اسارت داعش بوده، روزها و شب‌هایی که یادآوری‌شان کابوس تلخ زندگی او شده است. لامیا اهل روستایی در شمال عراق است. او کودکی شادی داشته، خانواده‌اش کشاورز بوده‌اند و او نیز پابه‌پای آنها کارمی‌کرده تا به رویای معلم شدن دست یابد.

حرف های تکان دهنده دختر ایزدی برده جنسی داعش

او می‌گوید وقتی برای اولین بار داعش را از تلویزیون دیدم نمی‌دانستم آنها تروریست هستند. یک روز صبح داعشی‌ها به روستای آنها هجوم بردند و مردان روستا را کشتند و زنان و دختران از جمله لامیا و سه خواهرش را با خود به اسارت بردند. پدر و برادران لامیا نیز جزو کشته‌شده‌ها بودند. داعشی‌ها او و سه خواهرش را در بازار شهر موصل به فروش گذاشتند و هر کدام به قیمتی به فروش رفتند.

حرف های تکان دهنده دختر ایزدی برده جنسی داعش

لامیا در مدت اسارت پنج بار اقدام به فرار کرد اما هر بار ناموفق بود تا اینکه سرانجام توانست خود را نجات دهد. در یکی از فرارهای ناموفق وقتی دوباره دستگیر شد صاحب او به او گفت اگر فکر فرار به سرت بزند یا تو را می‌کشم یا پایت را قطع می‌کنم. پاسخی که این دختر ایزدی به صاحبش داد این بود “اگر پایم را قطع کنی با پای دیگرم فرار می‌کنم.

 

من هرگز تسلیم نخواهم شد”. او می‌گوید من تصمیم گرفته بودم به هر نحوی مقاومت کنم. من باید با سرنوشتی که آنها برایم رقم زده بودند مبارزه می‌کردم.یکی از تلخ‌ترین خاطراتی که در ذهن لامیا مانده تعرض ۴۰ داعشی به اوست. او شاهد فروش دختران خردسالی بود که به‌عنوان برده به فروش می‌رفتند. با این حال هرگز امید خود را از دست نداد و تسلیم نشد.

 

هر بار که صدای جنگنده‌ها به گوشش می‌رسید از خدا می‌خواست که مقر آنها را بمباران کنند تا از این زندگی خلاص شود. او حتی مجبور بود در ساخت بمب‌های انتحاری به آنها کمک کند و سرانجام در انفجاری خودساخته که باعث آسیب‌های جدی به صورتش شد توانست از چنگال داعش فرار کند.

 

لامیا اکنون در آلمان زندگی می‌کند و یکی از اهدافش این است که به دختران و زنان اسیر داعش کمک کند و صدای آنها را به مجامع جهانی برساند. او به خاطر شجاعتش برنده جایزه ساخاروف (جایزه اتحادیه اروپا) شد.

 

مطالب مرتبط :

عاقبت رابطه نامشروع دختر ۱۵ ساله با دو مرد مسن

عاقبت این خانم متاهل که از رابطه نامشروع بچه دار شد

روزی ۳۰ بار به من تجاوز می شد + عکس

حاملگی حرام و نامشروع مادر از پسرش

رابطه جنسی برادر شوهر با عروس خون به پا کرد

 

 

رابطه نوعروس با چندین پسر همزمان دردسر ساز شد

رابطه نوعروس با چندین پسر همزمان دردسر ساز شد

رابطه نوعروس با چندین پسر همزمان دردسر ساز شد 

نوعروسی که با چندین پسر همزمان در شکبه های مجازی رابطه برقرار نموده بود و داماد از این کارها خبردار شد و دنیا روی سرش فرو ریخت. در فضای مجازی او را پیدا کردم. یک دل نه، صد دل عاشق و دل‌باخته‌اش شده‌بودم.

 

برایم آن‌قدر عزیز بود که دربرابر خانواده‌ام ایستادم و احترامشان را زیر پا گذاشتم. پدر و مادرم مخالف ازدواج ما بودند، ولی با تهدیدهای جدی، آن‌ها را در شرایطی قرار دادم که از ترس آبرویشان کوتاه آمدند.

 

مراسم ازدواج ما برگزار شد و با عروس رویاهایم پا به خانه‌ای گذاشتیم که قرار بود کاشانه عشق و عاشقی‌مان بشود.در کنار او احساس خوشبختی می‌کردم، اما خیلی زود سرم به سنگ زمانه خورد و احساس عشق و علاقه‌ام به نفرت و بدبینی شدید تبدیل شد.همسرم فقط و فقط درگیر گوشی تلفن همراهش بود‌.

 

چند سیم‌کارت مخفیانه داشت و رفتارش عادی به نظر نمی‌رسید. تازه فهمیدم با دو پسر جوان رابطه مخفیانه دارد. بیدارخوابی‌هایش تا نیمه‌های شب و کوچه‌گردی‌هایش تا نصف روز و شلخته‌بازی‌هایش اعصابم را خط‌خطی می‌کرد. چه می‌توانستم بگویم؟

 

این زن انتخاب خودم بود. راه می‌رفتم و خودم را نفرین می‌کردم. به خاطر تیپ و قیافه زننده‌ای که برای خودش درست می‌کرد خجالت می‌کشیدم با او بیرون بروم. چندبار تصمیم گرفتم با مذاکره و گفتگو مشکل را حل کنم.

 

فایده‌ای نداشت و اصلا به حرف‌هایم گوش نمی‌کرد. برای خودم واقعا متاسفم. هنوز شش ماه از ازدواجمان نگذشته و ما این‌قدر مشکل پیدا کرده‌ایم. نمی‌خواهم به زندگی با زنی ادامه بدهم که به من خیانت Cheat می‌کند. کارمان به کلانتری٢۶ کشید. خودکرده را تدبیر نیست. با غرور و ندانم‌کاری، سرنوشتم را تباه کردم.

 

مطالب مرتبط :

رابطه جنسی منشی جوان شرکت با دو مدیر

رابطه جنسی پسر با دختر دانشجو و باردار شدن دختر

عکس های رابطه جنسی استاد و دختر دانشجو در چین

دختر دوجنسه با لباس مردانه بازداشت شد

 

 

بیرون آوردن قیچی از شکم مرد ویتنامی بعد از ۱۹ سال

بیرون آوردن قیچی از شکم مرد ویتنامی بعد از 19 سال

بیرون آوردن قیچی از شکم مرد ویتنامی بعد از ۱۹ سال 

هنگام عمل جراحی ۱۹ سال پیش قیچی در شکم بیمار جا می ماند و وی این سال ها را با وجود قیچی در بدن خود زندگی می کند. بازهم خطاهای پزشکی کار دست بیماران دادند این بار جاگذاشتن قیچی در شکم بیمار پس از ۱۹ سال همه را متعجب کرد طی احساس درد در شکم و انجام سونوگرافی یک قیچی به طول پانزده سانتی متر در شکم این مرد ویتنامی پدیدار شد و دوباره وی روانه اتاق عمل شد.

 

پزشکان ویتنامی بعد از ۱۹ سال یک قیچی را از شکم بیماری بیرون کشیدند. احتمال می‌رود که این قیچی از یک عمل جراحی در سال ۱۹۹۸ در بدن مرد باقی مانده باشد. مرد بیمار بعد از عمل جراحی دوم سالم است.یک مرد ویتنامی ۱۹ سال با یک قیچی جراحی در شکم خود زندگی می‌کرده است. او در این مدت طولانی از این ابزار جراحی به جای مانده در بدنش خبر نداشته و به شکل عادی زندگی می‌کرده است.

 

مقامات رسمی پزشکی ویتنام در این ارتباط گفتند: «مرد بیمار ۵۴ سال دارد و اخیرا از درد شدید در ناحیه معده ابراز شکایت می‌کرد. پزشکان با انجام یک سونوگرافی ساده به وجود یک قیچی ۱۵ سانتیمتری جراحی در شکم این مرد بیمار پی بردند.»
باقی ماندن وسایل جراحی در حین عمل بارها پیش از این نیز در نقاط مختلف جهان اتفاق افتاده است.

 

ابزاری از قبیل پنس، سوزن تزریق یا وسایل فلزی دیگری پیش از این هم در بدن بیماران به جا مانده‌اند. اما تابحال کم‌تر دیده شده که این گونه فلزات خطرناک این همه سال در بدن بیمار بدون کشف و شناسایی باقی مانده باشند.مسئولان بیمارستان گفتند که تیم پزشکی آنها موفق شده است طی سه ساعت جراحی روی شکم این مرد وسیله تیز و خطرناک را از بدن او بیرون بکشند.

 

پزشکان وضعیت کنونی این بیمار را خوب توصیف کردند و گفتند که قیچی جراحی به احتمال قوی در سال ۱۹۹۸ از یک عمل جراحی باقی مانده است.در آن‌زمان این مرد به دنبال یک تصادف ماشین به بیمارستان منتقل شده و جراحان برای نجات جانش عمل جراحی انجام دادند. پزشکان ولی قیچی جراحی را در شکم بیمار فراموش کردند. در طی این سال‌ها این قیچی حرکت کرده و در نزدیکی روده فرد جا گرفته بود.

 

سایت رسمی وزارت بهداشت ویتنام هم در این رابطه گزارش داده که این مرد در این ۱۹ سال زندگی معمولی داشته است.مقامات قضائی ویتنام اکنون در جستجوی جراحانی هستند که عمل جراحی اصلی را انجام داده‌ بودند.

 

 

دختر زیبای لبنانی مرگش را در ترکیه پیش گویی کرد

دختر زیبای لبنانی مرگش را در ترکیه پیش گویی کرد

دختر زیبای لبنانی مرگش را در ترکیه پیش گویی کرد 

دختر جوان لبنانی مرگ خود را در ترکیه پیش گویی کرده بود و در انتها قربانی حوادث تروریستی ترکیه در سال نو میلادی شد و از دنیا رفت. ریتا شامی، دختر لبنانی، که پیش بینی کرده بود شاید در سفر به استانبول کشته شود، در جریان حمله به باشگاه شبانه در این شهر جان خود را از دست داد.

 

 وزارت خارجۀ لبنان اعلام کرد سه تن از شهروندان این کشور به نام های الیاس وردینی، هیکل مسلم و ریتا شامی در حملۀ استانبول جان خود را از دست داده اند و چهار نفر دیگر زخمی شده اند.

دختر زیبای لبنانی مرگش را در ترکیه پیش گویی کرد

در همین راستا، پایگاه “imlebanon” نوشت ریتا شامی ۲۶ ساله پیش از سفر به استانبول به خواهرش گفته بود: «ان شاء الله خوش می گذره … حداکثرش اینه که ممکنه انفجاری رخ بده و کشته بشم که در این صورت می رم پیش مادرم»!
دختر زیبای لبنانی مرگش را در ترکیه پیش گویی کردپدر ریتا به شبکۀ “MTV” گفت: «سعی کردم او را منصرف کنم، اما نپذیرفت. او تصمیم گرفت با دوستانش برود».پایگاه شبکۀ “MTV” نیز یکی از پیامک های ریتا برای دوستش را منتشر کرده که در آن گفته است به استانبول می رود، اما «نگران» است.
دختر زیبای لبنانی مرگش را در ترکیه پیش گویی کرد

 

 

مسن ترین دانشجوی ایران فارغ التحصیل شد

مسن ترین دانشجوی ایران فارغ التحصیل شد

مسن ترین دانشجوی ایران فارغ التحصیل شد 

مسن ترین دانشجوی کشور ایران دوره ی کارشناسی ارشد را با موفقیت به پایان رسانید و پایان نامه خود را هم ارائه کرد تا فوق لیسانس بگیرد. مسن‌ترین دانشجوی کشور در مقطع کارشناسی ارشد که خرداد امسال موفق به دفاع از پایان‌نامه ارشد خود شده. زندگی پر فراز و نشیبی داشته و ۲۵‌ سال پشت کنکور مانده است.

 

سید قنبر حیدری شیشوانی ، سوم تیر ۱۳۰۹ در روستای شیشوان شهرستان عجب‌شیر استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد و دارای یک فرزند دختراست.او کلاس اول و دوم دبستان را در شهرستان عجب‌شیر به اتمام رساند، اما کلاس سوم ابتدایی او با خاطرات تلخی همراه است؛ چرا که با قشون‌کشی متفقین و تهاجم آنها پدرش را از دست می‌دهد.

 

او در نبود پدر به همراه مادر و چهار خواهر و یک برادرش با فراز و نشیب‌های زندگی کنار می‌آید و با تشویق و هزینه دایی بزرگش تحصیلات را تا مقطع دبیرستان ادامه می‌دهد.در کنار ناملایمات و سختی‌ها، سال ۱۳۲۹ به دبیرستان لقمان تبریز می‌رود و سپس به استخدام آموزش و پرورش درمی‌‌آید.

 

در جریان کودتای ۲۸‌مرداد، چهار ماه زندانی می‌شود. پس از آزادی تا سال ۱۳۳۸ در آموزش و پرورش به‌کارش ادامه می‌دهد.او سپس در دبیرخانه فرمانداری عجب‌شیر کار کرد و مسئولیت شورای آرد و نان کمیته ایثارگران را بر عهده داشت و سال ۱۳۶۰ بازنشسته شده است.میرقنبر حیدری سال ۱۳۴۷ امتحان متفرقه داد و سال ۱۳۵۵ هم دیپلم ادبی گرفت.

مسن ترین دانشجوی ایران فارغ التحصیل شد

عشق ۲۵ ساله دانشگاه رفتن
۳۵ سال پیش وقتی مرز ۵۰ سالگی را پشت سر می‌گذاشت، صدور حکم بازنشستگی‌اش از فرمانداری شهرستان عجب‌شیر نه تنها او را خانه‌نشین نکرد که عشق رفتن به دانشگاه را در دلش انداخت.اما از سال ۵۵ تا ۸۰ (۲۵‌سال) پشت کنکور ‌ماند تا این‌ که بالاخره سال ۸۰ سد کنکور را می‌شکند و در دانشگاه آزاد جهرم در رشته علوم اجتماعی گرایش برنامه‌ریزی قبول می‌شود.

 

او می‌گوید: به خاطر کهولت سن و مشکلات مسکن مسئولان دانشگاه با انتقال من موافقت کردند و به دانشگاه آزاد تبریز منتقل شدم.مسن‌ترین دانشجوی کشور شهریه‌های بالای دانشگاهی را یکی از مهم‌ترین موانع آموزشی دانست و گفت: سال ۸۴ باید مقطع کارشناسی را تمام می‌کردم، ولی به علت شهریه‌های بالا مجبور شدم واحد‌های کمتری بردارم و این مساله باعث شده تحصیل من در مقطع کارشناسی۱۱ سال طول بکشد.

 

میر قنبر در زمان تحصیل، درس استادان را سر کلاس یا می‌نوشت یا ضبط می‌کرد. می‌آمد خانه وچند بارخلاصه درس‌ها را روخوانی می‌کرد و گوش می‌داد.او در طول تحصیل در دوره کارشناسی سه ترم مشروط شده، با درس زبان انگلیسی همچون بسیاری از دانشجویان مشکل اساسی در یادگیری داشته، چند میلیون خرج تحصیلش کرده تا این که سال ۹۱ با حسابداری دانشگاه تسویه کرده و مدرک کارشناسی را در رشته علوم اجتماعی اخذ کرده است.

 

قبولی در کارشناسی ارشد
بعد از اخذ مدرک کارشناسی، میرقنبر حیدری به صرافت می‌افتد تا تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد نیز پیگیری کند. بنابراین مهر ۹۲ در رشته تحقیقات آموزشی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد عجب‌شیر پذیرفته می‌شود. او خرداد امسال بعد از سه سال تلاش و کوشش از پایان‌نامه ارشد خود دفاع کرد.

 

جلسه دفاع از پایان‌نامه کارشناسی ارشد میرقنبر حیدری در هشتمین روز از خرداد امسال در محل اتاق دفاع دانشگاه آزاد اسلامی واحد عجب‌شیر با حضور استادان راهنما و داور و همچنین ریاست واحد و جمعی از دانشجویان برگزار شد و به‌‌عنوان «تربیت دینی از منظر قرآن» با موفقیت مورد دفاع قرار گرفت. در جلسه دفاع وی دختر،

 

نوه و نتیجه‌اش او را همراهی می‌کردند.البته تمام تلاش میرقنبر حیدری به تحصیلات او خلاصه نمی‌شود، چرا که او سودای ریاست‌جمهوری را نیز در سر داشت و چهار بار برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت‌نام کرده است.

 

سودای ورود به سیاست
نکته جالب در زندگی سید قنبرحیدری شیشوانی، ۸۶ ساله، نامزد شدن وی برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی از دوره اول تا دوره پنجم مجلس از حوزه انتخابیه مراغه و عجب‌شیر است که خود می‌گوید: به علت ناتوانی مالی، ستاد انتخاباتی نداشتم و در مجموع این پنج دوره فقط ۱۴۰۶رای به دست آوردم.

 

البته اززندگی او فیلم مستندی نیز به وسیله محمدحسین شیروانی با نام «رئیس‌جمهور میر قنبر» ساخته شده و با حضور خودش در لوکارنو سوئیس و یوکوهامای ژاپن اکران شده و در کشور ژاپن جایزه نیز کسب کرده است.