بازی نهنگ آبی چالشی به سوی مرگ و نابودی

بازی نهنگ آبی چالشی به سوی مرگ و نابودی

بازی نهنگ آبی چالشی به سوی مرگ و نابودی 

بازی نهنگ آبی یکی از مرگبارترین بازی هایی است که به صورت اپیدمی در میان جوانان روس در حال گسترش است و در انتها به مرگ می رسد. بازی نهنگ آبی یا (Blue Whale) پدیده عجیب و ترسناک دنیای مجازی است. اما بازی نهنگ آبی چیست در این مطلب نگاهی داریم به بازی خطرناک نهنگ آبی که این روزها حسابی سروصدا به پا کرده است.

 

تاثیر بازی‌های کامپیوتری مخصوصا جنگی, که خشونت و آدم‌کشی در آن‌ها موج می‌زند, بر روی نوجوانان و حتی جوانان غیر قابل انکار است. آن‌ها با اجرای این بازی‌ها یاد می‌گیرند کشتن و ریختن خون دیگران, ساده‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کنند و همین طرز تفکر, زمینه‌ای برای افزایش خشونت در آن‌ها است.

 

در این بین بازی‌ هایی مثل نهنگ آبی نیز یافت می‌شوند که با تکنیک‌های روان‌شناسی, خشونت را به حد اعلا رسانده و فرد را به جنون می‌رسانند, به طوری که بدن خود را به صورت عمدی زخمی کرده و در نهایت خود را می‌کشد.بازی نهنگ آبی که آن را با نام چالش نهنگ آبی نیز می‌شناسند, یک بازی اینترنتی است

 

که در مدت زمان اخیر, در بین کاربران برخی کشورها محبوبیت زیادی پیدا کرده است. در آن چندین هدف برای کاربر تعریف می‌شود که باید آ‌ن‌ها را به صورت مرحله به مرحله طی پنجاه روز انجام دهد.

بازی نهنگ آبی چالشی به سوی مرگ و نابودی

نحوه طراحی بازی و شیوه تاثیرگذاری آن بر روی روح و روان طوری است که کاربر را به چالش می‌کشاند! به همین دلیل نوجوانان, که همیشه دوست دارند توانایی‌های خود را به دیگر نشان داده و از گفتن کلمه نه واهمه دارند, بیشتر جذب آن می‌شوند, گویی گفتن کلمه بله به فرمان‌های بازی, آن‌ها را بزرگ و نیرومند جلوه می‌دهد. کنجکاوتر بودن نوجوانان, دلیل دیگر جذب آن‌ها به این بازی است.

 

نام‌گذاری این بازی بر اساس اصطلاح نهنگ آبی بوده و از پدیده به ساحل نشستن نهنگ‌ ها می‌آید که نشانی از خودکشی است. به عقیده برخی محققان, این نوع از نهنگ‌ها برای خودکشی خودشان را به ساحل می‌کشانند.کاربر باید به طور مرتب بازی نهنگ آبی را اجرا کرده و اغلب یک تصویر از خود ارسال کند

بازی نهنگ آبی چالشی به سوی مرگ و نابودی

تا مجوز راهیابی به مرحله بعد را به دست بیاورد. در نخستین مرحله از او خواسته می‌شود یک نهنگ آبی را بر روی دستش ترسیم کند. تصویر زیر نشان‌دهنده دست یکی از کاربرانی است که نتوانسته به چالش بازی نهنگ آبی کلمه نه بگوید.

 

بریدن لب یکی دیگر از خواسته‌های دردآور این بازی است که در یکی از مراحل آن از کاربر خواسته می‌شود. رفتن به بلندی, آویزان شدن از آن و گرفتن عکس از خود یکی دیگر از مراحل بازی است. فعالیت این بازی در سال ۲۰۱۳ و همراه با F57 آغاز شد.F57 یکی از نام‌های «گروه مرگ» در شبکه اجتماعی روسی زبان (VKontakte) است. به نظر می‌رسد نخستین مرگ در اثر بازی نهنگ آبی در سال ۲۰۱۵ اتفاق افتاد.

 

فیلیپ بوکین (Philipp Budeikin), یک دانشجوی روان‌شناسی بود که از دانشگاه اخراج شد. وی مدعی ساخت بازی نهنگ آبی است. فیلیپ هدف خود را تلاش برای پاک‌سازی جامعه با حذف انسان‌هایی که هیچ فایده‌ای ندارند اعلام کرد.

بازی نهنگ آبی چالشی به سوی مرگ و نابودی

به گزارش پارس ناز در سال ۲۰۱۶, وقتی یک روزنامه‌نگار با ارتباط دادن تعداد زیادی از خودکشی‌های اخیر به این بازی توجه زیادی را به خود جلب کرد, بازی نهنگ آبی مجددا بر سر زبان‌ها افتاد. دوباره نوجوانان زیادی به سمت آن جذب شده و والدین زیادی مضطرب شدند. مدتی بعد, بودکین به جرم تحریک ۱۶ دختر نوجوان برای خودکشی دستگیر شد.

 

قوانینی به منظور پیشگیری از خودکشی وضع شد و نگرانی از بازی نهنگ آبی به کل جهان گسترش یافت. حتی چندین حادثه که در آن‌ها افراد اقدام به خودآزاری و صدمه زدن به بدن خود کرده بودند نیز به این بازی ارتباط داده شد.

هر بار که نام بازی نهنگ آبی به خاطر حوادث پدید آمده از آن بر سر زبان‌ها افتاد, مجددا تعداد زیادی نوجوان کنجکاو به سمت آن کشیده شدند. بازی بر اساس ارتباط بین کاربران و مدیران بنا شده است. در آن مجموعه‌ای از وظایف تعریف شده‌اند که توسط مدیران گفته شده و کاربران باید آن‌ها را به اتمام برسانند.

بازی نهنگ آبی چالشی به سوی مرگ و نابودی

اغلب وظایف روزانه تعریف شده و به نوعی در انتها, به صدمه زدن به خود ختم می‌شوند. کاربر طی ۴۹ مرحله آن‌چنان تحت‌ تاثیر قرار گرفته و غرق بازی نهنگ آبی می‌شود که در مرحله ۵۰ دست به خودکشی می‌زند.

 

بیدار شدن در ساعت ۴:۲۰ دقیقه صبح, بالا رفتن از یک تاور کرین, حک کردن یک عبارت خاص بر روی دست خود با خراشیدن پوست, فرو کردن سوزن به داخل دست یا پا, ایستادن بر روی پل و یا سقف خانه, گوش دادن به موسیقی و مشاهده ویدیوهای ارسال شده توسط مدیران, از جمله مراحل بازی نهنگ آبی هستند. تعداد زیادی خودکشی از کشورهای سراسر دنیا گزارش شده‌اند. در اغلب موارد سن افراد بسیار کم و پایینتر از ۱۷ سال بوده است.

بازی نهنگ آبی چالشی به سوی مرگ و نابودی

در این بازی طی مراحل, رفته رفته اطلاعاتی از کاربر کسب شده و بعدها, به صورت مستقیم و غیر مستقیم برای وی بازگو می‌شوند. به همین دلیل فرد نوجوان تصور می‌کند مدیران بازی واقعا قادر به مشاهده وی از نزدیک و کنترل اعمال اون هستند.پس او از یک مرحله به بعد, احساس می‌کند کنترل بازی از دستش خارج شده و مجبور به ادامه آن است, چرا که ممکن است با توقف بازی تهدید شود!

 

این نخستین دفعه‌ای نیست که برخی افراد, بیش از حد به دل بازی‌های کامپیوتری می‌زنند! به عنوان نمونه اخبار متعددی طی چند دهه اخیر درباره مرگ به خاطر اجرای زیاد بازی‌های کامپیوتری به گوش رسیده‌اند. بازی نهنگ آبی هر چه که باشد, تنها با استفاده از ترفندهای روان‌شناسی نوجوانان را تحت تاثیر قرار می‌دهد

بازی نهنگ آبی چالشی به سوی مرگ و نابودی

و خبری از جادو نیست. این موضوع لزوم هوشیاری والدین و کنترلِ اعمال فرزندان نوجوان خود را بیشتر می‌کند. یک فرد جوان و بالغ, عاقل‌تر از آن است که این‌چنین به دام بیفتد!

 

 

دانلود آهنگ جدید سه برادر خداوردی بنام شما خونتون سوسک داره


دانلود آهنگ جدید سه برادر خداوردی بنام شما خونتون سوسک داره

Download New Song Khodaverdi Bros Called Shoma Khoonatoon Soosk Dare

خواننده : سه برادر خداوردی ، خواننده میهمان : زکریا احمدی ، کاور : علیرضا امگا

شما خونتون سوسک داره خانومت دوست داره هی پشت هم بگه به شما جیگریه من میمونی یا نه

دانلود آهنگ جدید سه برادر خداوردی بنام سوسک داره

متن آهنگ شما خونتون سوسک داره از یه برادر خداوردی

شما خونتون سوسک داره خانومت دوست داره هی پشت هم بگه به شما جیگریه من میمونی یا نه بله بله بله
عاشق من میمونی یا نه بله بله بله تو نفس من میمونی یا نه بله یله بله ولی شما خونتون سوسک داره بله بله بله
دانلود آهنگ سه برادر خداوردی شما خونتون سوسک داره
یه سوسک مشکی میبینم بهترین تیپ تو رو تریپ مشکی میبینم
بری و از رفتن تو میمیرم و هوری بهشتی میبینم
اعصابم سوسکی شده اینستامم سوسکی شده
ترانه هام مورچه ایی بود حالا دیگه سوسکی شده
سوسکی بیا سوسکی بیا سوسکی بیا سوسکی بیا
سوسکی بیا سوسکی بیا سوسکی بیا سوسکی بیا
متن آهنگ سه برادر خداوردی شما خونتون سوسک داره
عزیزم تو میدونی دل من بیماره بیتابه شب و از ترس سوسک میخوابه بیداره
آخه این سوسکیه که دم خونه ی همه میخوابه
مهمونیا سوسک داره تو ی ماشینا سو سک داره
همه جا سوسک داره توی کمدا لای لباسا
شنیدم تازگیا توی کشو هم سوسک داره

کلیپ جدید سه برادر خداوردی شما خونتون سوسک داره

 

دانلود آهنگ جدید سه برادر خداوردی بنام سوسک داره با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰

 

 

 

 

 
کد پخش آنلاین آهنگ سوسک داره از سه برادر خداوردی برای وبلاگ :

دانلود ریمیکس جدید خدایا مرسی از حسین تهی (DJ Mamsi)


دانلود ریمیکس خدایا مرسی از حسین تهی (DJ Mamsi)

Download New Remix Tohi Called Khodaya Mercy Remix – DJ Mamsi 

خواننده : حسین تهی ، ترانه : حسین تهی ، کاور : رضا تیموری

دانلود ریمیکس جدید خدایا مرسی از حسین تهی (DJ Mamsi)

متن ریمیکس (آهنگ) خدایا مرسی از تهی

عاشق، همه سال مست و رسوا بادا
دیوانه و شوریده و شیدا بادا با
هوشیاری غصه هر چیز خوریم
چون مست شدیم هرچه بادا بادا

خدایا مرسی، عشقمو آفریدی دارم
یه حسی، تو عشق آخریمی خدایا
مرسی، عشقمو آفریدی دارم یه
حسی، تو عشق آخریمی اوکی،

شُکر که هستی که هستم که
مستی که مستم به عهدی که
بستم، شُکر آره، دل من دوسِت
داره تو نگات موندگاره، همه چیت

خوبه آره خدایا مرسی، عشقمو
آفریدی دارم یه حسی، تو عشق
آخریمی خدایا مرسی، عشقمو
آفریدی دارم یه حسی، تو عشق

آخریمی تو یه اتفاقی، تو یه عشق
پاکی دنیا دنیای منی، فقط مال
منی تو یه اتفاقی، تو یه عشق
پاکی دنیا دنیای منی، آره مال

منی بیا بیا دلم تنگه، بیا بیا دلت
تنگه بیا بیا که با تو من، هر کلمه ام
یه آهنگه بیا بیا دلم تنگه، بیا بیا دلت
تنگه بیا بیا که با تو من، آسمونم پر

از رنگه خدایا مرسی، عشقمو آفریدی
دارم یه حسی،تو عشق آخریمی خدایا
مرسی، عشقمو آفریدی دارم یه حسی،
تو عشق آخریمی نفس باد صبا مشک

فشان خواهد شدخدایا مرسی، عشقمو
آفریدی عالم پیر دگر باره جوان خواهد
شد دارم یه حسی، تو عشق آخریمی خدایا
مرسی، عشقمو آفریدی دارم یه حسی،
تو عشق آخریمی خدایا مرسی، عشقمو
آفریدی دارم یه حسی، تو عشق آخریمی

دانلود ریمیکس جدید خدایا مرسی از حسین تهی (DJ Mamsi) با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰

 

 

 

 

 
کد پخش آنلاین ریمیکس خدایا مرسی از حسین تهی برای وبلاگ :

بازی و چالش نهنگ آبی چیست و چرا خطرناک است

بازی و چالش نهنگ آبی چیست و چرا خطرناک است

بازی و چالش نهنگ آبی چیست

به گزارش پارس ناز نهنگ آبی بزرگ ترین موجود زنده روی زمین هست. بزرگ ترین نهنگ آبی که تا اکنون پیدا شده ۱۰۸ فوت طول داشته این یعنی بزرگتر از سه اتوبوس مدرسه بزرگ و به اندازه یک هواپیما مسافربری اما این فقط مشخصات یک جانور هست و نمیخواهم درمورد این موضوع گفتگو کنم.

 

موضوع اصلی که مد نظرم هست بازی هست به اسم نهنگ آبی. انشاالله همه ي شما درمورد این بازی اطلاعات داشته باشید اما اگر چیزی نمیدانید جای نگرانی نیست امروز در سایت پارس ناز می‌خواهم سیر تا پیاز ماجرا را برایتان بگویم.

 

بازی یا چالش نهنگ آبی چیست؟

نهنگ آبی یک بازی روسیه اي هست که توسط فیلیپ بودیکین ساخته شده هست. این بازی سال ۲۰۱۳ در روسیه منتشر شد. بازی نهنگ آبی در زبان هاي گوناگون اسم هاي متفاوتی دارد اما در پارسی به آن نهنگ آبی می‌گوییم. در این بازی بازیکن باید ۵۰ وظیفه اي راکه توسط ادمین به او گفته میشود را انجام دهد. بعد از انجام تمام ۴۹ خواهش نوبت به آخرین آن ها می‌رسد که خودکشی هست!.

 

چالش نهنگ آبی چگونه کار می کند؟

در این بازی ادمین با بازیکن چت میکند یعنی اگر شما بحران نهنگ آبی را شروع کنید ادمین از طریق مسنجرهای گوناگون مثل فیسبوک, واتس اپ و … با شما مرتبط میشود. سپس بحران نخست میشود. ادمین روزی یک وظیفه به شما میدهد و سپس میخواهد با ارسال تصویر اثبات کنید که آن کار را کرده‌اید.

 

درباره ادمین نهنگ آبی

همان طور که گفتم او از کشور روسیه هست. ۲۱ سالش هست. او دانشجوی روانشناسی بوده اما از دانشگاهی که درس می خوانده اخراج شده هست. درمورد تولید این بازی گفته: می‌خواهم این جامعه را از آشغال هاي زیستی پاک کنم.

بازی و چالش نهنگ آبی چیست و چرا خطرناک است

۵۰ وظیفه اي که در بازی نهنگ آبی از شما خواسته می‌شود بیایید نگاهی بیندازیم به ۵۰ وظیفه اي که از طرف ادمین صادر میشود و در نهایت منجر به خودکشی بازیگر می‌شود:

 

۱- با تیغ روی دست خود f57 بکش, یک تصویر برای ادمین ارسال کن.

 

۲- ساعت ۴:۲۰ دقیقه صبح از خواب بیدار شو و فیلمهای روانشناسانه و ترسناکی که ادمین برایت ارسال میکند را تماشا کن.

 

۳- با تیغ دست خود را در طول رگ ها ببر, اما نه خیلی عمیق که رگ پاره شود, فقط سه خراش, سپس تصویر بگیر و برای ادمین بفرست.

 

۴- یک نهنگ روی یک قطعه کاغذ بکش, عکسش را برای ادمین بفرست.

 

۵- اگر حاضر اي که تبدیل به یک نهنگ شوی روی پایت کلمه approbation « بله » را با تیغ بکش, اگر نه چندین بار خودت را با تیغ مجروح کن « خودت را شکنجه کن ». تصویر را برای ادمین بفرست.

 

۶- یک وظیفه با یک رمز

 

۷- روی دستت با تیغ f40 بکش, عکسش را برای ادمین ارسال کن.

 

۸- در استاتوس «Vkontakte» « یک شبکه اجتماعی روسیه اي » بنویس #i_am_whale. « بنا به منطقه جغرافیایی و شبکه هاي مجازی که در آن عضوید این مورد تغییر می‌کند »

 

۹- باید بر ترست غلبه کنی

 

۱۰- ساعت ۴ صبح از خواب بیدار شو و به یک پشتبام برو, هرچه بالاتر بهتر.

 

۱۱- با تیغ روی دستت یک نهنگ بکش, عکسش را برای ادمین ارسال کن.

 

۱۲- تمام روز فیلمهای وحشتناک و دیوانه وار تماشا کن.

 

۱۳- آهنگی راکه ادمین برایت می فرستد گوش کن.

 

۱۴- لبت را ببر.

 

۱۵- با یک سوزن چندین بار به دستت فرو کن.

 

۱۶- یک کار دردناک با خودت بکن, خودت را بیمار کن.

 

۱۷- به بالاترین پشت بامی که می تواني برو و کمی روی لبه آن بایست.

 

۱۸- به یک پل برو و روی لبه اش بایست.

 

۱۹- از یک جرثقیل بالا برو و یا دست کم تلاشت را بکن.

 

۲۰- ادمین چک می‌کند که قابل اعتماد هستی یا نه.

 

۲۱- با یک نهنگ دیگر « یک فرد دیگر که این بازی را انجام می‌دهد » در اسکایپ گفتگو کن.

 

۲۲- به یک پشتبام برو و لبه آن بنشین طوری که پاهایت آویزان باشد.

 

۲۳- یک وظیفه رمزدار دیگر.

 

۲۴- وظیفه محرمانه.

 

۲۵- با یک نهنگ « یک بازیکن دیگر » دیدار کن.

 

۲۶- ادمین تاریخ مرگت را می‌گوید و باید قبولش کنی.

 

۲۷- ساعت ۴:۲۰ دقیقه صبح از خواب بیدار شو و به نزدیکترین خط آهنی که موجود هست برو.

 

۲۸- تمام روز با هیچکس گفتگو نکن.

 

۲۹- قول بده که یک نهنگی

 

۳۰- هر روز صبح ساعت ۴:۲۰ از خواب بیدار میشوی, ویدئوهای وحشتناک تماشا می‌کنی, به موسیقی که ادمین فرستاده گوش میکنی, یک بریدگی روی بدنت ایجاد می کني, با یک نهنگ « بازیکنی دیگر » گفتگو می‌کنی.

 

از این جا تا وظیفه ۴۹ هر روز کار قربانی این بازی همین هست

.

.

.

.

۴۹- هر روز صبح ساعت ۴:۲۰ از خواب بیدار می شوي, ویدئوهای وحشتناک تماشا می کني, به موسیقی که ادمین فرستاده گوش می کني, یک بریدگی روی بدنت ایجاد می‌کنی, با یک نهنگ « بازیکنی دیگر » گفتگو می کني.

 

۵۰- از یک ساختمان بلند پایین بپر, نهنگت را بگیر.این بازی بی نظیر خطرناک هست طوری که در روسیه ۱۳۰ گزارش خودکشی از کودکان ابلاغ شده هست. تمام این کودکان از یک گروه اینترنتی بوده اند و این ۱۳۰ مورد خودکشی در طی تنها چند ماه رخداد افتاد.

 

بدبختانه این بازی نه تنها در روسیه بلکه در شمار زیادی از کشورهای جهان قربانی گرفته و جدیداً خبرها حاکی از آن هست که کودکان ایرانی نیز در خطر چنین بحران وحشتناکی قرار دارند.نهنگ آبی متوقف نشده و هم چنان موردهای بیشتری گزارش می‌شود

 

احتمالا خیلی ها با خود بگویند اکنون که ادمین این بازی بازداشت شده این بحران نیز دیگر به آخر رسیده. بدبختانه باید بگویم اشتباه فکر می‌کنید گروهی هم چنان این بازی خطرناک را ادامه می‌دهند پیوسته در حال ارسال لینک آن به افراد گوناگون میباشند.

 

چرا قربانی مجبور می‌شود کاملا فرمانبردار ادمین شود؟

اگر کوشش کنید لینک بازی را به صورت آنلاین پیدا کنید خواهید دید که به هیچ وجه چنین لینکی در دسترس نیست چون ادمین خودش بازرسی میکند که چه کسی به بازی دسترسی پیدا کند. گزارشات نشان داده ادمین قربانی خود را شناسایی می‌کند و برایشان یک لینک ارسال میکند که وقتی در تلفن همراه قربانی باز می‌شود تمام اطلاعات تلفن همراه آن ها را برای ادمین کپی میکند.

 

ادمین با سوالاتی ابتدا مطمئن میشود طفل و یا نوجوان قربانی از نظر روانی صدمه پذیر و تنها هست. سپس از او تعهد گرفته می‌شود که به دستورات ادمین عمل کند. بعد از این مرحله در صورت سرپیچی قربانی تهدید می‌شود و این تهدید با بهره گیری از اطلاعات محل زندگی و دیگر مواردی که ادمین از او به سرقت برده انجام می‌شود.

 

بنابراین قربانی از ترس تهدیدها به خواسته ها عمل میکند در صورتی که عمل نکردن به وظیفه ها هیچ مشکلی برای فرد ایجاد نخواهد کرد.مواظب فرزندان و هرکسی که فکر میکنید در خطر چنین بحران وحشتناکی قرار دارد باشید. با آگاهی رسانی جلوی خودکشی هاي احتمالی را میتوان گرفت.

 

 

 

ماجرای خانم معلم و پسر ثروتمند +عکس

ماجرای خانم معلم و پسر ثروتمند +عکس

ماجرای خانم معلم و پسر ثروتمند عکس

بانو معلم و شوهرش با هم توافق کرده بودند که زن به تدریس زبان انگلیسی بپردازد و مرد به امور خانه داری و نگه داری از فرزندشان مشغول شود, اما این زندگی عجیب بعد از ۱۳ سال به بن‌ بست رسید و به دنبال شدت گرفتن ناسازگاری‌هاي این زوج, پرونده‌هاي متعددی علیه یکدیگر در دادگاه­ هاي خانواده تشکیل دادند.

 

در گرمای تابستان بانو معلم جوان همراه وکیلش به مجتمع قضایی صدر آمده بود تا دادگاه به او اجازه دیدار با فرزندش را بدهد. این زن طی سه ماه قبل فقط چند بار توانسته بود دخترش را از دور ببیند و برای همین در شعبه ۲۴۴ دادخواست حق دیدار فرزند داده بود.

 

روزی که فرناز از منزل می‌رفت امیدوار بود بتواند همسرش را از منزل‌نشینی برهاند. اما دلتنگی دخترش نمی‌گذاشت همۀ چیز طبق میل و خواسته او پیش برود.فرناز ۲۰ سال پیش با همسرش “سیروس” در یک میهمانی آشنا شد. مدتی بعد هم سیروس به او توصیه ازدواج داد.

 

از نظر دخترجوان, سیروس خیلی مؤدب, آرام و در عین حال خوش‌قیافه بود و با دقت به شغلی که در کارخانه پدرش داشت می‌توانست همسر مناسبی برایش باشد. اما ادامه تحصیل هم برایش مهم بود. به همین دلیل ازدواج را به پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه موکول کرد.

 

تا این که سرانجام موعد مقرر رسید و سرانجام با اعلام پاسخ مثبت دختر تحصیلکرده, مراسم خواستگاری برگزار شد. اما فرناز همان روز فهمید که سیروس از سلطه مادرش در زندگی خانوادگی‌شان دل خوشی ندارد و در عین حال از کار در کارخانه پدرش هم خوشنود نیست.

 

برای همین عروس و داماد جوان مدتی بعد از ازدواج وپس از فراهم کردن شرایط لازم, راهی استرالیا شدند تا زندگی جدیدی را نخست کنند.اما زندگی فرناز و سیروس با‌ وجود انتظار و تصورات‌شان با سختی‌هاي زیادی در سیدنی همراه بود.

 

چرا که پدر سیروس از انها هیچ پشتیبانی مالی نمی کرد و پدر فرناز هم – که یک استاد دانشگاه با حقوقی معمولی بود نمی‌توانست کمک چندانی به آن ها کند. بنابراین زن و شوهر جوان که آرزوهایشان برای کسب وکارمناسب را دوراز دسترس دیدند بالاجبار با کارگری دررستوران, چرخ زندگی­‌شان را به سختی می‌چرخاندند.

 

تا این که چند ماه بعد سیروس از کار اخراج شد و به همسرش گفت از این پس آماده نیست برای دیگران کار کند. اما فرناز که مصمم بود هر طور شده اجازه اقامت بگیرند بالاجبار وقتی با همسرش به نتیجه نرسید, ساعات کارش را اکثر کرد تا دشواری های مالی‌شان اکثر نشود.

 

گرفتن مجوز اقامت استرالیا سه سال طول کشید و در این مدت فقط فرناز کار میکرد و سیروس در منزل به آشپزی می‌پرداخت وبه امور منزل رسیدگی میکرد. انها بعد از دریافت اقامت استرالیا تصمیم گرفتند بچه‌دار شوند. اما در دوران بارداری فرناز نمی‌توانست کار کند و برای همین دشواری های مالی, زندگی مشترکشان را تحت تأثیر قرار می‌داد.

 

در همان شرایط بود که سیروس از کارکردن در بیرون از منزل شانه خالی کرد. فرناز که به رفتارهای شوهرش مشکوک شده بود با مراجعه به روانپزشک وتشریح اوضاع شوهرش متوجه شد که او از نوعی اضطراب روانی رنج می برد که خودباوری کافی ندارد و از کار گروهی هم متنفر هست.تا این که دو سال بعد رخداد جدیدی در زندگی زن و شوهر جوان افتاد.

 

کارخانه پدر سیروس با اعلام ورشکستگی تعطیل شد و پدر و مادرش تصمیم گرفتند منزل ویلایی‌شان را در شمال شهر به یک برج مسکونی تبدیل کنند و به هر یک از فرزندان‌شان هم یک آپارتمان تحویل دهند. به همین علت فرناز به شوهرش توصیه داد به استان تهران بروند و بعد از گرفتن آپارتمانی از پدرش آن را بفروشند تا در سیدنی برای خودشان منزل‌اي بخرند.

 

اما وقتی به استان تهران برگشتند تحویل مجتمع طول کشید و چند ماه بعد هم که کلید آپارتمان را گرفتند سیروس آماده نشد به سیدنی برگردد. فرناز هم ناچار شد به دلیل همسر و دخترش با شرایط موجود کنار بیاید. در این شرایط خرید وسایل زندگی, حساب پس اندازشان را خالی کرد و فرناز تصمیم گرفت با تعلیم خصوصی زبان انگلیسی, به زندگی‌شان سر و سامانی دهد.

 

تدریجی درآمدش بیشترشد و توانست دخترش را به کلاس موسیقی و شنا هم بفرستد. اما در این دو سال سیروس هیچ وقت از منزل بیرون نمی‌رفت وفقط به کارهای منزل می‌پرداخت. در عین حال افسردگی گرفته بود و دایم بهانه‌جویی و بحث می کرد.

 

یک روز هم یکی از اتاق‌ها را برای کلاس درس خالی کرد وبه همسرش گفت; “بهتر هست شاگردهایت به منزل بیایند تا من در گرفتن شهریه از آن ها کنترل داشته باشم” فرناز هم شاد شد که نه تنها خرج رفت و آمدش کمتر خواهد شد, بلکه وقت بیشتری برای تدریس وحضوردرخانه خواهد داشت.

 

اما این وضع هم عمده مفید پیش نرفت و سیروس مدتی بعد کثیف شدن منزل یا شلوغی آپارتمان را بهانه اخیر دعوا قرار داده و یک روز گفت; “من میترسم ترکم کنی و مهریه ات را به اجرا بگذاری” اما فرنازکه عاشق زندگی وهمسرش بود برای آنکه گمان او آسان کند با مراجعه به دفترخانه مهریه‌اش را بخشید.

 

اما باز هم زندگی خانوادگی انها سرد و بی‌روح بود. تدریجی سیروس عصبی‌تر شد و یک روز که فرناز با مادرش چت می کرد به همین بهانه, مشاجره تندی راه انداخت. پس ازآن فرنازبه حالت قهر به منزل مادرش رفت و با این رخداد منبع درآمد سیروس هم قطع شد.

 

مرد میانسال که متوجه شده بود با تهدید نمی تواند همسرش را به منزل برگرداند از خانواده‌ها کمک خواست, اما فرناز اعلام کرد فقط به شرطی به منزل بازمی گردد که شوهرش سر کار برود و به درآمد او وابسته نباشد. اما نه تنها سیروس به خواسته همسرش توجهی نکرد, بلکه با دادخواست “الزام به تمکین” کوشش کرد وی را زیر فشار قرار دهد تا به منزل برگردد.

 

فرناز هم با استخدام وکیل دادخواست “مطالبه نفقه” و “اجرت‌المثل” به دادگاه خانواده داد و این جدال‌ها باعث شد تا دخترشان با هر دونفرشان قهر کند.سیروس هم از این فرصت بهره گیری کرد و به فرناز اجازه دیدار با فرزندش را نداد.او حتی قفل‌هاي در ورودی را عوض کرد تا او نتواند حتی مخفیانه به مشاهده دخترشان بیاید.

 

در آن روز گرم تابستان فرناز و وکیلش وارد شعبه ۲۴۴ دادگاه خانواده شدند. ابتدا وکیل, ماجرای ناسازگاری فرنازوشوهرش را به طور خلاصه برای قاضی “حمید رضا رستمی” تعریف کرد و از او خواهش کرد سیروس را موظف کند تا به همسرش اجازه دیدار با فرزندش را بدهد.

 

اما قاضی با مطالعه برگه‌هاي پرونده به فرناز گفت;”دختر شما از سن شرعی و قانونی حضانت یعنی ۹ سال عبور کرده و قانون در این اساس تکلیفی ندارد. در اینگونه موارد باید فرزند مشترک تصمیم بگیرد که با کدامیک میخواهد زندگی کند.”

 

فرناز گفت;”متأسفانه همسرم که چند سال هم از من کوچکتر هست در کودکی از مهر مادری بهره کافی نبرده و همواره در خانواده‌شان مادرسالاری حاکم بوده. برای همین به من وابستگی زیادی دارد و از طرفی عادت کرده کار نکند و من خرج‌هاي زندگی‌مان را تأمین کنم.

 

اکنون هم نه تنها موافق جدایی‌مان نیست بلکه دخترم را وسیله‌اي برای تأمین خواسته‌هایش قرار داده هست.جدیدا هم به وکیلم گفته اگر اتومبیل ۱۰۰ میلیونی‌ ام را به نامش کنم اجازه می دهد دخترم را ببینم.”
قاضی هم به فرناز گفت;

 

“گرچه دیدار با فرزند حق طبیعی شما و دخترتان هست, اما چون دخترتان به سن قانونی رسیده دادگاه خانواده نمی تواند والدین را به این فرمایش ملزم کند, اما شما می توانید در خصوص پیشگیری همسرتان از حق دیدار, در دادگاه کیفری طرح شکایت کنید.”وکیل هم حرف قاضی را تأیید و فرناز را به آرامش دعوت کرد. سپس برگه‌ها را امضا کردند و از دادگاه خارج شدند. اما دلشوره‌هاي فرنازخبر از روزهای خوش نمی‌داد.

 

مطالب مرتبط :

زن شوهردار کرجی عکس های لختش را منتشر کرد

زن شوهردار و رابطه کثیف شبانه با مرد غریبه

رابطه شیطانی دو مرد با دو زن شوهردار

کار زشت و شرم آور زن شوهردار با دوست همسرش

خلوت زن متاهل و دوست شوهرش در خانه

همخوابی زن شوهردار و راننده تاکسی و رسوایی

رابطه پنهانی زن شوهردار با مرد غریبه و عاقبت مرگ

مردی که زنش را در اختیار دیگران می گذاشت